چگونه هنری اسمیت به یکی از نادیده‌گرفته‌شده‌ترین کلکسیونرهای کیف در دنیای مد تبدیل شد

وقتی به یک کلکسیونر سنتی و لوکس کیف دستی فکر می‌کنید – فردی شاداب، شیفته مد و زنانه – احتمالاً کسی شبیه هنری اسمیت به ذهنتان نمی‌آید. با این حال، این اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی که با نام کاربری @henryhenryhenryhenryhen شناخته می‌شود، در حال اثبات خود به عنوان یکی از نادیده‌گرفته‌شده‌ترین علاقه‌مندان به کیف در اینترنت است. تنها در سه سال کوتاه، این خالق خوش‌برخورد و خوش‌تیپ، مجموعه‌ای چشمگیر و حسادت‌برانگیز جمع‌آوری کرده است که نه تنها شامل یک کیف کمیاب شنل پولکی از سال ۱۹۹۷ (به افتخار سال تولدش) می‌شود، بلکه لیستی خیره‌کننده از نام‌های آشنا مانند آندیامو، اسپیدی، باگت، بانی و غیره را نیز در بر می‌گیرد. و اگر شخصیت «برادر با شلوارک و کیف» او به رفع انگ‌های سنتی در مورد اینکه چه کسی می‌تواند کیف‌های فانتزی حمل کند کمک می‌کند، چه بهتر.

اسمیت ابتدا با انتشار ویدئوهای محاوره‌ای و بداهه در مورد موضوعات مختلفی از جمله فرهنگ عامه، سیاست و «ناهارهای پسرانه» خود به شهرت رسید، اما او مدت‌هاست که از طریق خواهر بزرگترش، بئاتریس، با مد ارتباط داشته است. او به ووگ گفت: «وقتی کوچک بودم، بئاتریس همیشه با دنیای اطرافش هماهنگ بود. به عنوان برادر کوچکترش، من قدردانی او را از مد و هنر دیده‌ام، بنابراین فکر می‌کنم از طریق نزدیکی من به شیفتگی خواهرم، این همیشه بخش ضروری از زندگی‌ام بوده است. این فقط به چیزی تبدیل شد که همیشه در اطرافم بود.»

«من الان با شلوارک‌هایم نشسته‌ام، بنابراین فکر می‌کنم [مد] را به عنوان یک هنر قدردانی می‌کنم، اما نمی‌دانم آیا لزوماً چیزی بود که واقعاً برای خودم به کار ببرم، زیرا واقع‌بینانه، کار مورد علاقه من فقط پوشیدن شلوارک و بدون کفش است، و این رویای من است.»

با این حال، علاقه به کیف، به طور خاص، از طریق موسیقیدانان و شبکه‌های اجتماعی به او رسید. اسمیت گفت: «من همیشه به موسیقی رپ زیادی گوش می‌دادم، به خصوص A$AP Rocky. وقتی در تامبلر بزرگ می‌شدم، همه رپرها کیف و چمدان‌های گویار داشتند.» همانطور که حساب تیک‌تاک او به آرامی دنبال‌کنندگانی پیدا کرد، اسمیت فرصت یافت تا در خلاقیت‌های طراحان غرق شود.

امروزه مجموعه کیف‌های او بسیار فراتر از اولین خریدش، یک کیف دستی گویار که سه سال پیش به دست آورد، شکوفا شده است. اکنون اسمیت نه تنها در جزئیات کیف‌های گران‌قیمت از هر نوع و مدلی مسلط است، بلکه فهرستی از مکان‌هایی برای یافتن قطعات وینتیج عالی در سراسر جهان دارد، به علاوه قدردانی گسترده‌تری از تاریخ مد. در ادامه، اسمیت ما را با مجموعه حسادت‌برانگیز خود آشنا می‌کند، به ما می‌گوید که چگونه به این علاقه به کیف دچار شد و آنچه را که در بالای لیست آرزوهای فعلی او قرار دارد، فاش می‌کند.

مجموعه کیف‌های هنری ترکیبی از وینتیج و جدید است.

فکر می‌کنم این از خواهرم بئاتریس نشأت می‌گیرد. از وقتی کوچک بودم، او همیشه با آنچه در دنیا می‌گذشت هماهنگ بود. او در کالج فرانسه و تاریخ هنر خواند و سپس برای موزه‌ها و گالری‌ها کار کرد. فقط با نزدیکی به او به عنوان برادر کوچکترش، من قدردانی او را از مد و هنر به طور کلی دیده‌ام.

اما من در سن دیگو بزرگ شدم، بنابراین سبک زندگی بسیار ساحلی داشتم – الان با شلوارک‌هایم نشسته‌ام. بنابراین در حالی که [مد] را به عنوان یک هنر قدردانی می‌کنم، نمی‌دانم آیا لزوماً چیزی بود که واقعاً برای خودم به کار ببرم، زیرا واقع‌بینانه، کار سناتوری مورد علاقه من پوشیدن شلوارک و بدون کفش است – این رویای من است.

وقتی از کالج فارغ‌التحصیل شدم، اولین کارم در سیاست بود. پدرم استاد دانشگاه است، بنابراین او می‌داند چگونه برای هر موقعیتی لباس بپوشد، و او گفت: «باید بروی و چند دست لباس، پیراهن و شلواری که واقعاً برای بدنت مناسب است تهیه کنی.» بنابراین من اولین کت، شلوار و پیراهن دکمه‌دارم را تهیه کردم. و پوشیدن این لباس‌هایی که برای من ساخته شده بودند، به من می‌آمدند و روان بودند، آن زمان بود که اعتیاد من واقعاً شکل گرفت. بنابراین این زندگی در کنار هنر همراه با این درک جدید از زیبایی پوشیدن لباس‌هایی که به شما می‌آیند و برای شما ساخته شده‌اند… مثل این بود که بازی تمام شد. این پاسخ طولانی من است.

من همیشه به موسیقی رپ زیادی گوش می‌دادم، به خصوص A$AP Rocky. افراد جالب زیادی در مد و موسیقی وجود دارند، مانند لوکا سابات و کروین فراست. بسیاری از آنها، وقتی در تامبلر بزرگ می‌شدم، همه کیف و چمدان‌های گویار داشتند.

محتوای تیک‌تاک

به فروشگاه گویار در آپر ایست ساید رفتم و کیف دستی سبز با زیپ را خریدم – این فقط سه سال پیش بود. این اولین خرید بزرگ من بود. تیک‌تاک خود را شروع کرده بودم – خدا را شکر – و زندگی‌ام را برای بهتر شدن تغییر داد. یادم می‌آید که به فروشنده گفتم: «جعبه را به من ندهید، کیف را به من ندهید. هیچ کدام از اینها را نمی‌خواهم.» و از آپر ایست ساید تا هتل استاندارد که در آن اقامت داشتم، با کیف روی شانه‌ام پیاده رفتم و این یک تجربه متحول‌کننده بود. با خودم گفتم، حالا معتاد شده‌ام.

از این سوال متنفرم چون آنها فرزندان من هستند. فکر می‌کنم بوتگا ونتا آندیامو من برای همیشه جایگاه ویژه‌ای در قلبم خواهد داشت. من دائماً از آن استفاده می‌کنم چون همیشه در سفر هستم، بنابراین آندیامو هر بار که سفر می‌کنم با من است. و هر چه بیشتر فرسوده، خراشیده و خراب می‌شود، من بیشتر و بیشتر آن را دوست دارم. بنابراین عشق من به آن رشد می‌کند. پس این هم از این.

نمی‌دانم آیا ریتم یا مراسم خاصی برای آن وجود دارد یا نه، که شاید بهتر باشد. زندگی من اغلب توسط هر آنچه که روزمره به اشتیاق من دامن می‌زند، دیکته می‌شود. بنابراین برخی روزها به صورت ناگهانی به سراغم می‌آید و آن زمان است که به خودم اجازه می‌دهم غرق شوم. اما، معمولاً، وقتی برای کار در نیویورک هستم، بیشتر خرید کیف‌هایم اتفاق می‌افتد. نیویورک بسیار مساعد است و به بسیاری از فروشگاه‌های باورنکردنی دسترسی دارید. اما من همچنین شاید یک یا دو بار در ماه به وب‌سایت‌های وینتیج معمول خود (مانند outfitrepeater.co) سر می‌زنم و فقط می‌بینم چه خبر است. و این حسی به من دست می‌دهد، و وقتی آن حس را پیدا می‌کنم، اینگونه است که…